امام صادق عليه السلام در بياني نوراني، ضمن فراخواني شيعيان به انتظار، ياران حضرت قائم(ارواحنافداه) را منتظران راستين و آراسته به اعمال نيك بر اساس پرهيزگاري و محاسن اخلاق دانستهاند:
هر كس كه شاد ميشود از اصحاب و ياوران قائم باشد، بايد كه در انتظار به سر برد و در حالي كه منتظر است، از روي تقوا و پرهيزگاري و محاسن اخلاق عمل نمايد.1
امام هادي عليه السلام نيز درباره ويژگي منتظران راستين ميفرمايد:
آنان كه منتظر ظهور اويند، مخلصانند و آنان كه انكارش مينمايند، اهل شك و ترديدند.2
آري، بايستي مخلصانه و مداوم در انتظار ظهور مقدسش به سر برد؛ چرا كه آن حضرت خود نيز لحظه به لحظه در انتظار فرمان ظهور ميباشند و تا فرا رسيدن آن زمان، لحظهاي آرام و قرار ندارند و همواره در حال انتظار به سر ميبرند.
ريشه انتظار
مسأله انتظار، همانند اعتقاد به وحدانيت خداوند متعال است كه از حاق وجود انساني برخاسته است و همگان طالب آنند. آري، دل خدا را ميخواند و چشم در انتظار مهدي است. اين حقيقت را از آيت بزرگ حق، روح خدا، خميني بزرگ رحمةالله آموختهايم كه او از استاد برازندة خويش آيت الله شاه آبادي اعلي الله مقامه اينگونه نقل فرموده است:
بدان كه از فطرت هايي كه «فطر الناس عليها»3، فطرت تنفر از نقص است و انسان از هر چه متنفر است چون در او نقصاني و عيبي يافته است... چنانچه كمال مطلق، مورد تعلق آن است... پس متوجهٌ اليه فطرت بايد «واحد» و «احد» باشد. زيرا كه هر كثير و مركّبي ناقص است. 4
باري، آدمي هماره از نقص و نقصان نفرت دارد و سمت و سوي فطرت او به سوي كاملترين و زيباترين، جهتگيري شده است. به واقع اگر مهدي عليه السلام را مردمان بشناسند، شيفتة او گرديده، او را با ديگري مبادله نخواهند كرد؛ چرا كه او مظهر اسماء و صفات جمال و جلال الهي است. او آئينة تمامنماي همه زيباييهاي حق متعال جل و علا است. آن حضرت را «وجه الله» ميدانيم و در دعاي ندبه او را اين گونه خطاب ميكنيم: اَينَ وَجهُ اللهُ الَّذي اِلَيهِ يَتَوجَّهُ الاَولِياءُ؛5 كجاست آن چهره الهي كه اوليا به او روي ميكنند.
1.قال الصادق عليه السلام: مَن سَرَّهُ أن يَكون َمِن أصحَابِ القائمِ فَليَنتَظِرْ وَليَعمَل بِالوَرَعِ وَ مَحاسِنِ الأَخلاقِ و هُوَ منتظرٌ. شيخ محمد بن نعماني، الغيبه، ص 200، ح 16.
2.قال محمد بن علي النقي عليه السلام: فَيَنتظِرُ خُروُجَهُ المخلصُونَ و يُنكِرُهُ المُرتابُونَ. شيخ صدوق رحمةالله، كمال الدين و تمامالنعمه، ص 376، باب 20، ح 9.
3.روم (30) ، 30. فاقم وجهك للدين حنيفا فطرة الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم؛ پس روي خود را متوجه آيين خالص پروردگار كن. اين فطرت خدايي است كه خلقت همة مردم بر آن سرشته شده است، آن قابل تبديل و تغيير نيست. آن دين استوار است.
4.روح الله الموسوي الخميني، چهل حديث، ذيل ح 11، ص 185 ـ 181.
5.محدث قمي، كليات مفاتيح الجنان، فرازي از دعاي ندبه.