براي ذكر سه مرتبه را ميتوان برشمرد:
لفظي، قلبي و جوارحي
1. لفظي: ذكر لفظي مجموعه آيات، دعاها، مناجاتها، اوراد و اذكار و عباراتي است كه انسان توسط آن ها به ياد محبوب ميافتد و براي همين خداوند در قرآن، همه را به تلاوت آیاتش فرا خوانده است؛ ”و رَتِّلِ القُرآنَ تَرتيِلاً“(1) خداوند متعال به پيامبر ميفرمايد: قرآن را آرام آرام تلاوت كن. و امام صادق (عليه السلام) به عِنوان بَصري فرمود: ”اِنَّ لي في كُلِّ ساعَهٍ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ اَذْكارٌ وَاَْورادٌ فَلاتُفْسِدْ وِرْدي“(2) من در هر هنگام از شب و روز ذكر و وردي دارم, پس تو ذكر و وردم را خراب نكن. ”يا عَبْدَالله قُمْ عَنّي“(3) اي بنده خدا از نزدم پا شو. و او از جاي برخاست و با دست پر بيرون شد.
2. قلبي: وقتي كه از لقلقه زبان گذشت و بر اثر مراقبت به دل نشست, ديگر آن الفاظ را دل همراهي ميكند و گاه دل بيقراري ميكند، در حالي كه زبان صامت و ساكت است. به خاطر دارم در خدمت حضرت آيت الله سيد عبدالكريم كشميري (رض) مشرَف بودم. كسي پرسيد: جناب استاد حضرت آيت الله سيد علي قاضي طباطبايي (ره) در اواخر عمر چه ذكري ميگفتند؟ فرمود: او ديگر ساكت شدهبود، هيچ نميگفت. حالت ذكر قلبي به مراتب از لفظي برتر است كه ذكر لفظي بهانه و ابزاري براي رسيدن به ذكر قلبي است كه اگر به آن نرسد سالك توقف خوبي نكردهاست.(4)
3. جوارحي: وقتي كه زبان و دل هم نوا شدند، تمام اعضاء و جوارح به سخن ميآيند. گوش شخص سالك خدايي شده، چشم او، دست و پاي او وتمام اعضاي او، همه در يك راستا به مقام توحيد و شهود نائل آمدهاند. ديگر اراده فكر، سلول سلولش به ذكر رب مشغول است. در اين هنگام است كه ميبيند عالم هستي همه و همه با او، همصدا سیر توحيدي را در پيش دارند ”وَ كُلٌّ اِلَيْنا راجِعُونَ“(5) همه به سوي ما برميگردند.
1. سوره مباركه مزمل , آيه 4
2. مجلسي, بحار الانوار, ج1, فصل 17, ح1.
3. مجلسي, بحار الانوار, ج1, فصل 17, ح 1.
4. قم: 1372، در منزل استاد (ره)
5. سوره مباركه انبیا، آيه 93
مرتضی آقاتهرانی