بندگي خداوند متعال داراي مراتبي است كه در اين فراز به ترتیب مراتب بیان شده، تا كه سالك، خود يابي را سهلتر و آسانتر به انجام رساند.
1. عارفانه: امام رضا (عليهالسلام) فرموده اند: ”اَوَّلُ عِبادَة الله مَعرِفَته“(1) آغاز بندگي خدا شناخت اوست. بيان ديگري از حضرت امام علي (عليهالسلام) است که حضرت فرموده اند: ”سَكَّنُوا في اَنفُسِكُم مَعرِفَهَ ما تعبُدُون، حَتي يَنفَعُكُم ما تُحَرِّكونَ مِنَ الجَوارِحِ بِعِبادَة مَن تعرِفونَ.“(2) شناخت آن كس را كه ميپرستيد در جانهاي خود جاي دهيد تا خم و راست شدنتان براي عبادت كسي كه مي شناسيدش، شما را سود بخشد.
2. خالصانه: حضرت پيامبر گرامي اسلام (صلوات الله عليه و آله) فرمودند: «اُعبُدُ اللهُ وَ لا تُشرِكُ بِهِ شَيئًا»(3) خداوند را عبادت كن و به او هيچ شرك نياور. پس عبادت بايد بي شائبه و خالي و خالص از هر غل و غش باشد.
3. راغبانه: از حضرت امام علي (عليهالسلام) نقل شده است: «اِنَّ قَومًا عَبَدو اللهَ رَغبَه، فَتِلكَ عِبادَه التّجار،...»(4) گروهي كه خداوند را به هواي پاداش عبادت كنند، اين عبادت سوداگران و اهل معامله است.
4. هراسانه: حضرت امام علي (عليهالسلام) به دنباله بيان گذشته فرمودهاند: «اِن قَوما عبدوا الله رهبة، فتلك عِبادة العَبيد،...»(5) گروهي كه خداوند را از روي ترس عبادت كنند، اين عبادت بردگان است.
5. شاكرانه: حضرت امام علي (عليه السلام) فرمودند: «اِنَّ قَومًا عبدوُا اللهَ شُكراً، فَتِلكَ عِبادَةُ الاحرارِ.»(6) گروهي كه خداوند را بر مبناي سپاس گزاري او عبادت كنند، اين عبادت آزادگان است.
6. ناظرانه: حضرت پيامبر گرامي اسلام(صلوات الله عليه و آله) فرمودند: «اَعبُدُ اللهَ كَاَنَّكَ تَراهُ،...»(7) خداوند را به گونه اي پرستش كن كه گوئيا تو او را مي بيني.
7. شاهدانه: خداوند در قرآن فرمود: «و لا تَعلَمونَ مِن عَمَلٍ اِلّا كُنّا عَلَيكُم شُهُودّا»(8) شما هر چه به جاي آوريد ما بر آن شاهد هستيم. حضرت پيامبر گرامي اسلام (صلوات الله عليه و آله) فرمودند: «اُعبُدِ اللهَ كَاَنَّكَ تَراهُ، فَاِنَّ لَم تَكُن تَراهُ فَاِنَّهُ يَراكَ»(9) خداوند را به گونه اي پرستش كن كه گوييا تو او را مي بيني، پس اگر تو او را نمي بيني بدان كه او تو را مي بيند. در داستان يوسف و زليخا از حضرت امام صادق (صلوات الله عليه) روايت شده: «لَمّا هَمَّ بِهِ وَ هَمَّ بِها، قالَت: كَما اَنت! قالَ: لِمَ؟ قالَت: حَتي اَغطي وَجهَ الصَّنَم لا يَرانا. فَذَكَرَ اللهَ عِندَ ذلِكَ، وَ قَد عَلِمَ اِنَّ اللهَ يَراهُ، فَفَرّمِنها»(10) چون زليخا آهنگ يوسف كرد. زليخا گفت: اندكي درنگ كن. يوسف گفت: چرا؟ زليخا گفت: تا صورت بت را بپوشانم كه ما را نبيند. در اين هنگام يوسف به ياد خداوند افتاد، و او دانست كه البته خداوند او را مي بيند، لذا از چنگال زليخا گريخت.
1. محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، باب العباده، 2491، به نقل از صدوق، توحيد، ص 34، ح 2.
2. ابن شعبه، تحف العقول، ص 223.
3. كراجكي، كنز العمال، خ 5252.
4. نهج البلاغه، حكمت 237، شبيه همين روايت در كافي، ج 2، ص 84، ح 5 نيز از امام صادق (عليه السلام) و صدوق، خصال، ص 188، ح 259 آمده است.
5. نهج البلاغه، حكمت 237.
6. نهج البلاغه، حكمت 237، شبيه همين روايت در كافي، ج 2، ص 84، ح 5، نيز از امام صادق (عليه السلام) و به نقل از صدوق، خصال، ص 188، ح 259 آمده است. از امام سجاد (سلام الله عليه) نيز در بحارالانوار، ج 70، ص 210، ح 33 آمده است.
7. كراجكي، كنز العمال، خ 5250.
8. سوره مباركه، آيه0
9. كراجكي، كنز العمال، خ 5254.
10. مجلسي، بحار الانوار، ج 12، ص 300.
مرتضی آقاتهرانی