جای تندی و درشتی کجا است؟
این جا تنها به حل اين سؤال مبادرت خواهیم کرد:
درست است که اصل است که خير همه را باید خواست، اما از آن جايي که برخي با سوء اختيار عامل فساد ميشوند و نهتنها خود سقوط ميکنند بلکه زمينه سقوط ديگران را فراهم کرده و مانع تکامل افراد و جامعه انسانی ميشوند. پس انسان بايد نسبت به آنها عاطفه منفي داشته باشد، تا که هم خود را از شر آنها نگهدارد و هم اگر بتواند شرّ آنها را از سر ديگر مردم کم کند. به همين دليل است که در برخي از آیات الهی و نیز روايات ما در کنار حبّ، بغض ذکر شده است. چنان که ميدانيم در کنار تولّي و تبرّي وجود دارد. از امام باقر (عليهالسلام) نقل شده است که ”الايِمَانُ حُبًّ وَ بُغضٌ،“1 ايمان تنها محبت و نفرت است. فضيل بن یسار گويد: ”سَئَلتُ اَبَاعَبدِالله عَلَيهِ السَّلامُ: عَنِ الحُبِّ وَ البُغضِ، اَمِن الايِمان هُوَ؟ فَقَالَ: وَ هَلِ الايِمَانُ اِلا الحُبُّ وَ البُغض؟!2از امام صادق (عليهالسلام) پرسيدم كه آيا حب و بغض از ايمان است؟ حضرت فرمود: مگر ايمان غير محبت و دشمني است. و قرآن شريف در کنار وعده آمرزش و رحمت تهديد به عذاب نيز کرده است. و در کنار تمجيد از نکوکاران گروهي را مورد لعن و غضب خود قرار داده است. بنابراين، گرچه اصل اولی این است که بايد به همه خلق محبت داشته و خيرخواه همه باشيم، اما نسبت به کساني که کمر دشمني با خدا و خلق او را بستهاند بايد سرسختانه و قاطعانه به مبارزه پرداخت تا که راه و مسیر حق بر اهل آن هموار گردد. به کلام الله تعالی بنگرید! «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ، رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ، تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنْ اللَّهِ، وَ رِضْوَانًا، سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ، ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ، وَ مَثَلُهُمْ فِي الإِنجِيلِ: كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ، فَآزَرَهُ، فَاسْتَغْلَظَ، فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ، يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ، لِيَغِيظَ بِهِمْ الْكُفَّارَ، وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا، وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ، مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْرًا عَظِيمًا»3 محمد فرستاده خدا است، و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و در میان خود مهربانند. آنها را میبینی که در حال رکوع و سجودند. (نماز را به پا میدارند)، و در زندگی دنیا در پی دستیابی به پاداشتی از جانب خدا هستند و خوشنودی او را میجویند. علامت خشوع آنان در برابر خدا که پیامد سجدههای آنها است در رخسارشان نمایان است. این صفت آنان در تورات است، و مثل آنان در انجیل چون گیاهانی هستند که جوانههای خود را پیرامون خویش میرویانند، و آنان را نیرو میبخشند تا ستبر شوند و خود بر ساقههای خویش استوار مانند. رشد نیکوی آن زراعت، کشاورزان را خرسند میسازد، و مؤمنان را بدینسان بر تعدادشان میافزاید، و آنان را نیرومند میسازد، تا بدین وسیله کفار را به خشم آورد. خدا به کسانی از یاران پیامبر که هم چنان بر ایمان و عمل خویش پای بند مانده و کارهای شایسته کردهاند وعده آمرزش و پاداشی بزرگ داده است. در هر حال روایات فراوانی در باب تولی و تبری وارد شده که از جمله آ ن ها این است: ”سَئَلَ رَجُلٌ، رَسُولَ اللهِ (صلياللهعليهوآله) فَقَالَ: اُحِبُّ اَن اَكُونَ مِن اَحِبَّاءِ اللهِ وَ رَسُولِهِ؟ قَالَ: اَحِبّ مَا اَحَبَّ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَبغِض مَا اَبغَضَ اللهُ وَ رَسُولُهُ»4 مردي از پيامبراكرم (صلياللهعليهوآله) پرسيد: دوست دارم كه نزد خدا و رسول محبوب باشم چه كنم؟ حضرت فرمودند: هر چه را خداوند و رسول او دوست دارد دوست بدار و از هرچه خداوند و رسولش از آن نفرت دارد به آن دشمنی داشته باش!
درخواست محبوبیت چرا؟
چرا امام سجّاد (سلاماللهعلیه) از خداوند متعال درخواست خوش بینی و محبوبیت نزد مردم را داشتهاند؟
در پاسخ باید گفت که درخواست محبّت و خوشبيني، و خيرخواهي نزد مردم براي خود میتواند به انگیزههای گوناگونی باشد. این انگیزه است که اندازه بار ارزشی انسان را روشن میکند. این جا درخواست امام سجّاد(سلاماللهعلیه) نه از سر خودخواهي، جاهطلبي، و مانند آنها است، آنچنان که رياستطلبان و دنياپرستان سعي ميکنند که همه، آنها را دوست بدارند. بلکه از آن جهت است که محبت انسانهاي ديگر نسبت به ایشان زمينه براي اين شود که هم از شرّ آنها مصون، و هم کمک در جهت سیر خودشان باشد. نه اين که گونهای از حبّ جاه باشد، که تلاش کنم دوستم بدارند. از آن بابت تأمين دنيايم کنند، چون که رأيم بدهند و يا پول و مقامی حاصل آید به شهواتم نايل آید و زمینه دنیا خواهی و دنیا پرستیام شکوفا گردد.
آسیب شناسی:
شناخت واقعی این دو گونه محبوبیّت الهی و نفسانی کاری چندان آسان نیست. شاید بهتر باشد که تفاوت اين دو گونه محبّت را با توجه به آثار آن مورد عنایت و توجه قرار دهيم تا روشن تر این دو گونه مثبت و منفی جای گاه خود را نشان دهند. بی شک، آن کسی که براي محبت مردم اصالت قائل است، به فريبکاري، تملّقگونه، تظاهر، ريا، اتلاف بيت المال، از بین بردن فرصت ها و... متلبّس خواهد شد.
اما کسي که محبت را براي رشد معنوي، راه یابی به خداوند متعال و راه او طلب ميکند، سعي ميکند با اجراء مهر و عدالت، گرفتن حقوق محرومان از زورگويان، و برخورد با مفاسد اجتماعي ـ اقتصادي، محبت مردم را به سوی خود جلب کند و از دشمني ستمگران و زورگويان هراس به خود راه ندهد. این جا است که میبینیم تلاش او براي جلب رضاي خداوند متعال است. اگر از مردم کسی او را به غیر خداوند فرا بخواند او از مصادیق این شریفه مبارکه است که فرمود: «وَ لا یَخَافُونَ فِي اللهِ لَومَةُ لائِمٍ»5 و از ملامت ملامت گران هیچ خوف و ترسی به خود راه ندهند.
---------------------
1. محمد باقر، مجلسي، بحارالانوار، ج 98، ص 89 و نيز ص 92.
2. محمد، كليني، اصول كافي، ج 2، ص 125.
3. سوره مبارکه فتح، آیه شریفه 29.
4. كنز العمال، خ 44154.
5. سوره مبارکه مائده، آیه شریفه54.
حجت الاسلام والمسلمین آقاتهرانی
لینک مطلب مرتبط بااین موضوع
محبت و محبوبیّت در اسلام