مهر و محبت به امام زمان عليهالسلام
يكي از رازهاي بزرگ تشرف به محضر حضرت صاحبالزمان سلاماللهعليه در دوران غيبت، محبت خالصانه به ساحت قدس آن يگانه دوران است. محبت واقعي برخاسته از صداقت، به راستي راه ديدار را سهلالوصول ميكند. از پيامبر بزرگ اسلام صلوات الله عليه و آله مي فرمايد: شخص با كسي است كه او را دوست ميدارد.1 محبت واقعي، باعث نزديك شدن روح عاشق به محبوب، و نزديك شدن روح، موجب ديدار دوست ميگردد؛ چرا كه روح هر كسي با روح كسي همراه و همنشين است كه او را واقعاً دوست بدارد.
حضرت آيتالله وحيد خراساني حفظهالله در اين باره ميفرمايد:
اگر دوستي پيدا شد، شما را ميرساند. اگر علاقه پيدا شد، پشت كوه قاف هم كه باشد، شما را ميكشاند و بالاخره به محبوب ميرساند. حالا چطور برساند، قانون كلياي كه تحت ضابطه بيايد، ندارد. ميرسي، يا در خواب و يا در بيداري، يا به خودش و يا به خواصّش. ... بايد محبت به امام زمان عليهالسلام پيدا كنيد. هيچ گنجي، هيچ راهي، هيچ ذكر و وردي، هيچ طلسم و اسمي بالاتر از اين (محبت) نيست. أقرب الطّرق براي رسيدن به درگاه و پيشگاه شاه عالم امكان، محبت به آن بزرگوار است. ... بايد محبت مستقر شود، بايد به پايهاي برسد كه در فراق او بسوزي، بنالي، اشك بريزي، در طلب حقيقياش برآيي و خسته و مانده نشوي. ... اصلالاصول، جوهر الجواهر و عصارة همة كلمات يك كلمه است: بايد به امام زمان عليهالسلام محبت پيدا كني. (البته) بايد محبت شديد شود. خودِ محبت، راهها را باز ميكند و تو را به او نزديك ميكند.2
بيترديد، هر كه به هر چه علاقمند شود، آرام آرام به آن نزديك و نزديكتر ميشود تا به آن برسد. محبت، اكسيري پرجاذبه است كه در نهايت محبّ را به وصال محبوب خواهد رسانيد. در اخباري چند از پيامبر اكرم صلياللهعليهوآله به اين معنا اشاراتي بليغ شده است كه فرموده ايشان از اين قرار است: تو با كسي خواهي بود كه او را دوستش داري؛3 بنده با كسي است كه او را دوست دارد؛4 شخص با كسي خواهد بود كه او را دوست دارد.5
جناب آقاي گنجي6از قول شيخ عبدالكريم حامد7 نقل ميكند:
روزي حضرت مهدي عليهالسلام از جناب سيد عبدالكريم كفاش8 ميپرسند، اگر ما را نبيني، تو را چه خواهد شد؟ او در پاسخ ميگويد: ميميرم. حضرت به او ميفرمايند: اگر چنين نبودي، ما را نميديدي.9
آري، اين دلباختگي مردان حق است كه راه ديدار و وصال را براي آنها هموار ساخته است.10
سيد بن طاووس اعلياللهمقامهالشريف، آن وليّ كامل و فقيه عارفي كه از ابدال و شيفتگان امام مهدي سلاماللهعليه بوده و آن قدر به شرف حضور امام نايل آمده است كه لهجه و تُن صداي حضرت را ميشناخته است، در وصيتنامة پندآموز خويش نوشته است:
اي فرزندم محمد! تو را و برادرت را و هر كس كه اين (نوشته) را بخواند به آشتي و درستي در معامله با خداي عزّوجلّ و رسول او صلياللهعليهوآله و حفظ و رعايت فرمان خدا و رسول كه دربارة ظهور مولاي ما مهدي عليهالسلام بيان فرمودهاند و بشارت دادهاند سفارش ميكنم. چه، قول و عمل بسياري از مردم با عقيدة آنان مخالف است؛ مثلاً بارها ديدهام كه اگر بندهاي يا اسبي يا درهم و ديناري از آنان گم شود، سراپا متوجه آن ميشوند و براي يافتن آن نهايت كوشش را به عمل ميآورند؛ اما نديدهام كه كسي براي تأخير ظهور آن حضرت و عقب افتادن اصلاح اسلام و تقويت ايمان مسلمانان و قطع ريشة كافران و ستمكاران به اندازة دلبستگي به اين امور ناچيز دلبسته باشد و به اندازهاي كه براي از دست دادن اين اشياء متأثر ميگردد، متأثر باشد. ... روزي به مردي كه به ظاهر دلبستة ظهور شريف آن بزرگوار است و به او دعوي وفاداري ميكند و از غيبتش سوگوار و اندوهناك است، گفتم اگر آن حضرت عليه السلام به تو بگويد كه من از طريق پدران خود دانستهام كه اگر ظهور كنم به محض اين كه چشمت به من افتد، در دم جان خواهي سپرد، اما اگر ظهور من تأخير افتد،20 سال ديگر با كمال خوشي با زن و فرزند و اهل و عيال خواهي زيست، آيا چند روزة زندگاني اين جهان فاني را به تأخير ظهور ترجيح نخواهي داد؟ 11
سيد بن طاووس رحمهالله خود در مقام پاسخ به اين سؤالها برآمده و راه حل اصلي مسأله را بيان فرموده است:
به يكي از برادران گفتم اصحاب مهدي عليهالسلام كسانياند كه آن بزرگوار را براي آنچه خدا ميخواهد، خواستهاند؛ خواه براي دنياي آنان سودمند باشد يا زيانبخش. در هر حال، آنها تابع مشيّت الهي هستند.12
نكته اين جاست كه اصحاب مهدي سلام اللهعليه خود را براي حضرت مي خواهند، نه اين كه حضرت را براي خود و راهاندازي امور دنيويشان بخواهند. اينگونه ارادت خالصانه را تنها در ياران اباعبداللهالحسين سلاماللهعليه در كربلا مي توان سراغ گرفت؛ چرا كه آنها براي هر گونه فداكاري آماده و پا به ركاب بودند.
برادر و خواهرم، قدري به خود بنگر كه چه هستي، كه هستي و كجايي؟! بيترديد آماده نبودن ما، و ادعاهاي دروغين علاقمندان، راه ديدار و ظهور را ناهموار كرده است. نوجوانان و جوانان كه به لطف خداوند متعال از گناهان و آلودگيها پاك هستند، بيش از ديگران به اصلاح نفس خويش بينديشند و تلاش كنند تا آن سفر كرده هرچه زودتر باز آيد و جهان را از ظلم و جور برهاند:
گفتم نظري بر رخ زيباي تو خواهم گفتا برو از هر دو جهان قطع نظر كن!
گفتم چه كنم ره به سوي كوي تو يابم گفتا كه برو خانة خود زير و زبر كن! 13
---------------------------
پی نوشت ها:
1. عن النّبي صلياللهعليهوآله: اَلْمُرًءُ مُعُ مُنً أَحُبُّ؛ر.ك: ميزان الحكمه، ج 2، ص 242-243 .
2. عبدالمهدي، حسين، راه وصال امام زمان (ع)، ص 176 ـ 177(به نقل قول از وحيد خراساني، پيام امام زمان (ع)، ص 53ـ54)
3. عن النبي صلي الله عليه و اله: اَنْتَ مُعُ مُنً أَحًبُبًتَ؛ بحارالانوار ، ج 17، ص14.
4. عن النبي صلي الله عليه و اله: العُبًدْ مُعُ مُنً أحُبُّ؛ همان.
5. عن النبي صلي الله عليه و اله: اَلْمُرًءُ مُعُ مُنً أحُبُّ ؛ همان.
6. جناب آقاي حجت الاسلام والمسلمين حاج شيخ حسين گنجي دام عزّه الشريف از مشاهير خطباي معاصر، صاحب فضل و كمالات معنوي است كه مقيم شهر مقدس قم ميباشد.
7. شيخ عبد الكريم حامد از شاگردان مرحوم شيخ رجبعلي خياط رحمهالله بوده است.
8. آقا سيد عبدالكريم كفاش (پينه دوز) كه نام و شهرتش آقا سيد كريم محمودي بوده است. او در گوشه اي از بازار تهران به پينه دوزي و پاره دوزي مشغول بوده است. ايشان از شاگردان آيت الله مرتضي زاهد رحمه الله بوده است و در شهر ري، در جوار حضرت عبدالعظيم حسني عليهالسلام ميزيسته است؛ سيف اللهي، محمد حسن، آقا شيخ مرتضاي زاهد ، ج 6، ص 46.
9. عباس موسوي مطلق، توجهات امام زمان (عج) به امام حسين (ع) و شيفتگانش، ص 44.
10. نمونههاي فراواني از عشاق و والهان را شنيده و يا ديده ايم كه بر اثر عشق و محبت فراوان عاقبت به وصال آن حضرت رسيدهاند.
11. ابن طاووس، كشف المحجه، ص226.
12. ابن طاووس، كشف المحجه، ص 227 - 228.
13. اين شعر از آيت الله شيخ احمد نراقي قدّس سرّه، استاد شيخ مرتضي انصاري رضواناللهتعاليعليه است.