محبت و محبوبیّت در اسلام

وجود محبت و مودّت بين انسان‌ها و نيز خوش‌بيني، حسن‌ظنّ به يک‌ديگر و اعتماد متقابل نسبت به يک‌ديگر، نعمت‌هايي است که براي تکامل مادی ـ معنوی انسان‌ها فوق‌العاده مؤثر است.

امام سجاد(علیه السلام)

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَبْدِلْنِي مِنْ بِغْضَةِ أَهْلِ الشَّنَآنِ الْمَحَبَّةَ»

خدايا بر محمد و آل او درود فرست! و کينه‌ي شديد دشمنان مرا به دوستي مبدّل فرما.

تنها واژه سخت این بحث «شَّنَآن» است. در لغت آن را به معنای دشمن داشتن، و کینه کسی را به دل گرفتن، و با او بد اخلاقی کردن آمده است.1 اما معنای محبت را همه نسبت به برخی دل‌دادگان در درون خود تجربه کرده و آن را یافته‌اند. درباره حبّ و بغض، ‌مودّت و عداوت در قرآن به‌ کرّات آياتي بر پيامبر گرامي اسلام (صلوات‌الله‌عليه‌و‌آله) نازل گرديده است، که به مناسبت از آن‌ها بهره خواهیم برد.

حبّ و بغض

در باب حبّ و بغض موضوعات و مباحث فراواني قابل طرح و گفتگو است که از جمله آن‌ها محبت انسان به خدا، ‌محبت خدا به انسان، اولياء ‌خداوند به انسان، خلق خدا به آن‌ها و در مقابل دشمنی با دشمنان خدا، دشمنان اولياء خدا، دشمنان خلق او. همه اين مباحث متناسب با اين فقره از دعاي مکارم‌الاخلاق نيست، و درباره هر يک در جاي مناسب خود بايد بحث کرد. اين جا تنها بحث از تبديل دشمني ديگر مردم به محبت نسبت به‌خود است.

محبّت در دستگاه خلقت

در باب محبّت گفته فراوان است لیکن آن مسئله‌اي که در اين بحث از دعاء شريفه ارتباط دارد اين است که خداوند متعال انسان‌ها را به‌گونه اي آفريده که براي رسيدن به اهداف زندگي و سعادت دنيا و آخرت بايد زندگي اجتماعي داشته و روابط همياري و همسازي در ميان آنان مستحکم گردد. بر اين اساس از يک سو خداوند متعال تکويناً خلقت انسان را به‌گونه‌اي قرار داده که در طبيعت ايشان عواملي براي جذب و برقراري روابط عاطفي وجود داشته باشد. چون روابط عاطفي پدر و مادر با فرزندان، روابط عاطفي همسران با يک‌ديگر، و ساير روابطي که در زندگي انسان‌ها پديد مي‌آيد.

محبّت در دستگاه تشریع

از سوي ديگر خداوند متعال در دستگاه تشريع قوانين و مقرراتي را وضع فرموده که آن جاذبه‌هاي فطري را تقويت کند. بر این اساس او رعايت اين قوانين و مقرراتي را بر بندگان وضع کرد، تا که با عمل کردن به آن دستورات جاذبه‌هاي فطري انسان را تقویت کند. بی شک، رعايت اين قوانين و مقررات موجب استحکام پيوندهاي عاطفي ميان افراد و گروه‌هاي اجتماعي می شود. تا بدين‌‌وسيله همه براي يک‌ديگر نافع و مفيد باشند و خير يک‌ديگر را خواسته باشند. با یک نگاه نه چندان عمیق به احکام فراوانی چون مهربانی، ترحّم، تعاطف، صله رحم، اخوت، احترام به یک دیگر، هديه دادن، سلام و تحيت، خوش برخوردی، زیارت اخوان، عيادت مریض، تشییع جنازه، زیارت اموات،... بنگرید. از جانبی دیگر مساعدت مالي به دیگران، صدقات، زکات، خمس، قرض الحسنه، تعاون در امور مالی ـ فکری به دیگران و غيره همه در این راستا است که بتواند جامعه انسانی اسلامی ما را بهتر به هم اتصال دهد. آن ها را از تفرقه، پراکندگی، گسستگی و جدايی رهايی بخشد. تا که همه ید واحد شده و بهتر بتوانند به قرب او نايل آیند.

بنابراين، وجود محبت و مودّت بين انسان‌ها و نيز خوش‌بيني، حسن‌ظنّ به يک‌ديگر، اعتماد متقابل نسبت به يک‌ديگر، نعمت‌هايي است که براي تکامل مادي ـ معنوي انسان‌ها فوق‌العاده مؤثر است، و در مقابل دشمني‌ها، بدبيني‌ها، کينه‌توزي‌ها، حسد‌ورزي‌ها و هر آن چه موجب جدايي انسان‌ها از يک‌ديگر و مانع هم‌کاري آن‌ها با يک‌ديگر مي‌شود از بلاها و مصائب اجتماعي به شمار مي‌رود. این است که در روايات گاه محبّت را همان دين و دین را محبت دانسته‌اند. از امام باقر (سلام‌الله‌عليه) گزارش شده است كه ”الدّيِنُ هُوَ الحُبّ، وَ الحُبُّ هُوَ الدِّين.“ 2 دین همان محبت، و محبت همان دین است.

سرّ درخواست محبوبیّت

با توجه به اين مقدمه طولانی سرّ خواسته نهايي امام (سلام‌الله‌علیه) که در اين فقره از دعا آمده رو‌شن می‌شود، يعني از آن جايي که هر کس بايد افزايش نعمت‌هاي خداوند را از او بخواهد و کاهش بلاها، و مصائب را از او درخواست کند. از او باید نیز این درخواست را داشته باشد که ای خدا تو نیز شرايط بهتري را براي رسیدن به تکامل و بهره‌مندی فزاینده‌ای را بر من فراهم ساز تا که هم خود با دلی آرام و آسوده طی طریق به سوی تو کنم و هم با داشتن این نعمت بتوانم به ديگران نفع و خیر رسانم و به تکامل آن ها مدد رسانی و کمک کنم. این است که حضرت به درگاهش این‌گونه درخواست دارند که «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَبْدِلْنِي مِنْ بِغْضَةِ أَهْلِ الشَّنَآنِ الْمَحَبَّةَ،» خدايا بر محمد و آل او درود فرست! و کينه‌ي شديد دشمنان مرا به دوستي مبدّل فرما! نه آن‌ها خود به اشتباه روند و از سعادت دور مانند و نه سنگ راه و خار پای من در سیر و سلوک به سوی تو گردند.

----------------------

1. لويیس مألوف، المنجد، تحت واژه شنأ.
2. قطب راوندي، نوادر، ج 5، ص 259، و نيز ميزان الحكمه، ج 2، ص 215.


حجت الاسلام والمسلمین آقاتهرانی

لینک مطلب مرتبط با این موضوع

بغض و تندی در اسلام



http://www.aghatehrani.com/data.asp?id=260